اگاهی یافته است و ارزوی نجات و عشق به رستگاری او را بی تاب کرده است
فقدان نیایش در میان ملتی برابر است با سقوط قطعی ان ملت
اثار نیایش واحی و خیالی نیست نباید احساس عرفانی را تا سطح اضطراب یک انسان در برابر خطرات و
مجهولات جهان پایین اورد و نیز نباید به اسانی یک شربت مسکن یک داروی ضد ترس -ترس از مرگ
بیماری و درد -تهیه کرد
پس معنی احساس عرفانی چیست؟
طبیعت کجا را در زندگی ما برای نیایش اختصاص می دهد ؟تقریبا در تمام ادوار مردم غرب نیایش کرده ان
جامعه ی قدیم اصولا یک سازمان مذهبی بود رومیها همه جا معابد را بر پا می داشتند اجداد قرون
وسطای ما سرزمین مسیحیت را با کلیساهای بزرگ و محراب های گوتیک می پو شاندند در زمان ما
هنوز بر فراز هر دهکده ای ناقوسی بر پاست در طول تاریخ ما نیایش در شمار احتیاجات اولیه در ردیف
جنگ . ساختمان . کار و دوست داشتم قرار داشته است
حقیقت چنین به نظر می رسد که احساس عرفانی جنشی است که از اعماق فطرت
ما سرچشمه گرفته است و یک غریزه ی اصلی است تغییر و تحولات این احساس
همواره با تحولات فعالیت های دیگر باطنی انسان :احساس اخلاقی . خلق و خوی و
گاهی احساس زیبایی بستگی دارد
این احساس جزیی بسیار مهم از هستی خود ما است که ما اجازه داده ایم به ضعف
گراید و غالبا به کلی نابود گردد
