تبليغاتX
اعتماد به نفس - آدم ها و حرف ها
من باهارم تو زمین

من زمینم و درخت

من درختم تو باهار

ناز انگشتای بارون تو باغم میکنه

مین جنگلا طاقم میکنه

تو بزرگی مث شب

اگه مهتاب باشه یا نه

تو بزرگی مث شب

خود مهتابی تو اصلا خود مهتابی تو

تازه وقتی بره مهتاب و هنوز

شب تنها باید راه دوری روبره تا دم دروازه ی روز

مث شب رود بزرگی مث شب

تازه روزم که بیاد

تو نمی ری مث شبنم

مث صبح تو مث مخمل ابری

مث بوی علفی

مث ان ململ نازک

مث اون ململ مه

که روی عطر علفا

مثل بلاتکلیفی

هاج و واج مونده مردد

میون موندن و رفتن

میون مرگ و حیات

مث برفایی تو

تازه ابم بشن برفا و عریون بشه کوه

مث اون قله مغرور بلندی

که به ابرای سیاهی

وبه بادای بدی می خندی!

+ نوشته شده توسط سولماز در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 و ساعت 16:16 |


Powered By
BLOGFA.COM