ترجمه نسبتا ازاد اما وفاداری از مقدمه منظومه طولانی (سفر تکوین)یکی از (دفتر های سبز)شاندل
در اغاز هیچ نبود.کلمه بود و ان کلمه خدا بود
و کلمه بی زبانی که بخواندش و بی اندیشه ای که بداندش چگونه می تواند بود
و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود
و با نبودن چگونه می توان بودن
و خدا بود .با او .عدم
وعدم گوش نداشت
حرف هایی هست برای گفتن که اگر گوشی نبود.نمی گوییم
و حرف هایی هست برای نگفتن
حرف هایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی ارند
حرف های شگفت . زیبا و اهورایی همین هایند
و سرمایه ی ماورائی هرکسی به اندازه ی حرف هایی هست که برای نگفتن دارد
حرف های بی تاب و طاقت فرسا
که همچون زبانه های بی قرار آتشند
و کلماتش. هریک . انفجاری را به بند کشیده اند
کلمه هایی که ژاره های بودن آدمی اند ......
+ نوشته شده توسط سولماز در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 و ساعت
16:29 |